کسب و کار تبلیغات از منظر اقتصاد کلان

کسب و کار تبلیغات از منظر اقتصاد کلان

اقتصاد کلان تبلیغات

موضوع اقتصاد تبلیغات به خصوص در ایران، حوزه‌ای است که کمتر مورد توجه قرار گرفته و ارائه تصویر روشنی در مورد بازار تبلیغات کشور از منظر اقتصاد کلان کار ساده‌ای نیست. ادبیات جهانی اقتصاد کلان تبلیغات نیز به تقریب وضعیت مشابهی دارد اما به هر حال می‌توان پژوهشگرانی را پیدا کرد که به این موضوع توجه کرده‌اند و تلاش کرده‌اند تا با واکاوی آمارهای اقتصادی کشورها و بازیگران اصلی این حوزه، تصویری کلی از وضعیت  کسب و کار تبلیغات شکل بگیرد. در این نوشتار، ابتدا نگاهی داریم به کتاب «هر آنچه درباره تبلیغات نیاز است بدانیم» نوشته خانم مارا آینستاین (Mara Einstein) که در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است و سپس با اشاره به برخی مستندات و آمارهای غیررسمی موجود، تلاش می‌کنیم که وضعیت و جایگاه اقتصاد کلان تبلیغات در ایران را با آمارهای جهانی مقایسه کنیم.
وجه ممیزه کتاب «Advertising, What Everyone Needs to Know» فصل دوم آن است که یک فصل کامل به کسب و کار تبلیغات پرداخته است و این صنعت را بر اساس آمارهای اقتصادی سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ بررسی می‌کند.
نویسنده کتاب، دکتر مارا آینستاین، استاد کالج کوئینز نیویورک دانش‌آموخته کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی و دکتری رسانه است و در سوابق او می‌توان به تجربه همکاری تبلیغاتی با تلویزیون NBC و شرکت MTV اشاره کرد.
مقایسه میزان هزینه‌کرد تبلیغات در آمریکا و در جهان
در سال ۲۰۱۴، در ایالات متحده ۱۴۲میلیون شغل تبلیغاتی وجود داشته که ۵.۸ تریلیون دلار حجم فروش در ایالات متحده را رقم زده است.
ارزش کل تبلیغات رسانه‌ای در آمریکا در سال ۲۰۱۶ حدود ۱۹۰ میلیارد دلار بوده است (این عدد در سال ۲۰۲۳ به رقم ۳۶۰ میلیارد دلار می‌رسد).
ارزش کل خدمات بازاریابی در آمریکا در سال ۲۰۱۶، حدود ۴۲۰ میلیارد دلار بوده است (این عدد در سال ۲۰۲۳ به ۱۰۷۷ میلیارد دلار می‌رسد).
بودجه جهانی تبلیغات در سال ۲۰۱۵ حدود  ۵۲۰ میلیارد دلار بوده است ( سال ۲۰۲۳، حدود ۷۳۳ میلیارد دلار)
بودجه جهانی خدمات بازاریابی در سال ۲۰۱۵ حدود ۹۶۵ میلیارد دلار بوده است.
بزرگترین آگهی‌دهنده در سال ۲۰۱۴، شرکت P&G با بودجه تبلیغات جهانی ۱۱ میلیارد دلاری بوده است که رقم تبلیغات آن در آمریکا به حدود ۴.۶ میلیارد دلار می‌رسد. (در سال ۲۰۲۳ آمازون با بودجه تبلیغاتی ۲۰.۶ میلیارد دلاری در مقام نخست قرار دارد و ۴۰ درصد از کل هزینه‌کرد تبلیغات آمریکا به سه شرکت آمازون، فیسبوک و گوگل اختصاص دارد)
در سال ۲۰۱۴  برند AT&T در آمریکا بیشترین تبلیغات را داشته است (در سال ۲۰۲۳ برند آمازون بیشترین تبلیغات در آمریکا را دارد).
با بررسی آماری که در کتاب خانم مارا آینستاین آمده بود و پس از به روزرسانی ارقام آن با آخرین آمارهای موجود، می‌توان چنین نتیجه گرفت که نسبت بودجه کل تبلیغات آمریکا به درآمد ناخالص ملی این کشور در خلال سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۳ حدود ۱.۵ درصد بوده است. به عبارت دقیق‌تر عدد ۳۶۰ میلیارد دلاری تبلیغات آمریکا معادل ۱.۵ درصد از رقم ۲۵۴۴۰ میلیارد دلاری GDPآمریکا است. این نسبت در سطح جهان به طور متوسط به حدود ۰/۰۰۷۵ درصد می‌رسد به این معنا که آمریکایی‌ها به طور متوسط دوبرابر دیگر کشورهای جهان در بخش تبلیغات خرج می‌کنند. به هر حال آمریکا خاستگاه تبلیغات مدرن در جهان است و بدیهی است که فرهنگ رقابت‌محور کسب‌وکار آن کشور آمیختگی بیشتری با تبلیغات دادشته باشد.
گزدش مالی تبلیغات در ایران
در مورد گردش مالی صنعت تبلیغات ایران اطلاعات دقیق و مستندی منتشر نشده است اما با جستجو در محتوای وب، هر از گاهی اعداد و ارقامی از سوی برخی مسئولان در قالب مصاحبه ارائه شده است. به عنوان نمونه برای سال ۱۳۹۶، گردش مالی صنعت تبلیغات حدود ۸۰میلیارد تومان برآورد شده است و در جای دیگری عدد ۱۳۰هزارمیلیارد تومان را برای سال ۱۳۹۹ ذکر کرده‌اند. به همین نسبت در مورد تولید ناخالص ملی نیز اعداد و ارقام متفاوتی ذکر شده است.
اگر عدد ۱۳۰ همت در سال ۱۳۹۹ را ملاک بگیریم، با احتساب تورم متوسط ۴۰درصد سالانه، و با در نظر گرفتن افزایش حجم تبلیغات و ظهور رسانه‌ها و ابزارهای جدید در سال‌های اخیر، می‌توان مجموع هزینه‌کرد تبلیغات  سال ۱۴۰۳ در ایران را حداکثر حدود ۳۵۰ همت در نظر گرفت که با احتساب دلار ۶۰هزارتومانی نزدیک به ۶میلیارد دلار خواهد بود. از طرف دیگر اگر روایت بانک جهانی از GDP کشورها را در نظر بگیریم، این ۶میلیارد دلار به عنوان رقم کل هزینه‌کرد تبلیغات در ایران، در بهترین حالت چیزی بسیار کمتر از نیم‌درصد GDP خواهد بود (۳۳ هزارم درصد) که به ترتیب ۷۸ درصد کمتر از آمریکا و ۶۶ درصد کمتر از متوسط جهانی است. به عبارت دیگر بودجه‌های تبلیغاتی بخش‌های تولیدی کالاها و خدمات در کشور ما حدود یک‌پنجم آمریکایی‌ها است.
سایر کشورهای جهان نیز به طور متوسط دو برابر بیشتر از تولیدکنندگان ما برای تبلیغات بودجه صرف می‌کنند.

با توجه به عدم دسترسی به آمارهای قابل اعتماد، اعداد و ارقامی که در مورد مجموع هزینه‌کردهای تبلیغاتی در ایران ذکر شد مبتنی بر اطلاعات غیررسمی و تخمین‌های اقتصادی است، فقط برای اینکه توجه اساتید، پژوهشگران و سیاست‌گذاران تبلیغات کشور به ظرفیت‌ها و قابلیت‌های بخش تبلیغات در اقتصاد کشور بیشتر از گذشته جلب شود.

درباره بریف و بریفینگ

واژه بریف (Brief) در زبان انگلیسی از ریشه لاتین Breveis آمده است و به عنوان یک واژه‌ی پرکاربرد در حوزه تبلیغات جای خود را در زبان فارسی هم باز کرده است. انتخاب معادل فارسی برای بریف کار چندان ساده‌ای نیست و برخی از مترجمان کتب تخصصی این حوزه ترجیح می‌دهند از همان واژه بریف استفاده کنند. برخی هم از معادل‌هایی مثل «تفهیم‌نامه» یا «دستور کار» استفاده کرده‌اند که به رغم کارایی و قرابت معنایی، باز هم تمام آنچه را که لازم است به مخاطب فارسی‌زبان منتقل نمی‌کند. بریف به عنوان اسم و فعل دست‌کم چهار معنا را در دل خود جای داده است: ۱- مکتوبی است کوتاه که برای کمک به فرد یا افراد تصمیم‌گیر به کار می‌رود. ۲- کوتاه، فشرده و موجز است. ۳- آخرین تحولات یک وضعیت یا موقعیت را بیان می‌کند. ۴- به شکلی نظام‌مند (سیستماتیک) نوشته شده است.  

منافع و مضرات استفاده از سلبریتی‌ها در تبلیغات برندها

استفاده از گواهی اشخاص مشهور در تبلیغات (Celebrity endorsement) یک روش کلاسیک است که از بُعد ارتباطی باعث ارتقای آگاهی از برند به خصوص از نوع یادآوری برند brand recall می‌شود و می‌تواند رابطه‌ی عاطفی مخاطبان با برند، تداعی‌های محصول/برند، نگرش به تبلیغات برند، و رفتار خرید را تحت تأثیر قرار بدهد. پژوهش‌هایی هم هست که نتایج اقتصادی حضور سلبریتی‌ها در تبلیغات را در افزایش ارزش مالی برند، رشد فروش، سودآوری و قیمت سهام برند تایید می‌کنند.
اما سلبریتی‌ها برای برندها گاهی خطرناک هم هستند، زیاد اتفاق افتاده و حتما نمونه‌هایی را به یاد می‌آورید که حضور سلبریتی در آگهی آنقدر پررنگ است که محصول و برند به حاشیه می‌رود و اصلا دیده نمی‌شود (Vampire effect).
با مرور تاریخ تبلیغات دنیا گرفتاری‌های احتمالی دیگری هم هست: رسوایی‌های شخصی، از دست رفتن محبوبیت، بدقولی‌ها، شایعات، همکاری با برندهای رقیب و غیره…
در منابع قدیمی تبلیغات با رویکرد ارتباطات، به چندین معیار برای انتخاب سلبریتی‌ها اشاره می‌کنند از جمله اعتبار و تخصص، جذابیت، هم‌سنخ بودن با تصویر مخاطب از خود، تناسب با موضوع، تناسب برند با پرسونال‌برند سلبریتی، قدرت، صدق گفتار و رفتار در باورپذیری نقش، و اعتماد به نفس که این معیارهای اقناع‌کنندگی منبع پیام همچنان مورد توجه‌اند. در مورد حضور سلبریتی‌ها در تبلیغات اماکن تفریحی، مقاصد گردشگری و مراکز خرید معیارهای دیگری هم مطرح است مثل نحوه طرفداری و درگیری روان‌شناختی مخاطبان و ارتباط با یک سلبریتی (celebrity involvement)، که بر الگوپذیری و مرجعیت انتخاب اثرگذار است.
نکته دیگر در اثربخشی حضور سلبریتی‌ها در تبلیغات، توجه به تفاوت‌های فرهنگی است مثلا بسته به اینکه چقدر یک فرهنگ جمع‌گرا یا فردگرا است، استفاده از سلبریتی‌ها بالطبع معانی و نتایج متفاوتی خواهد داشت.
به عنوان مخاطب، ما از اهداف، برنامه‌ها و نتایج تبلیغات برندها اطلاعات روشنی در اختیار نداریم که بتوانیم کار آنها را ارزشگذاری کنیم و با تکیه بر حدسیات نمی‌توانیم در مورد اثربخشی تبلیغات برندها به شکل مستند صحبت کنیم، اما با توجه به این نکات و معیارهایی که مطرح شد می‌توان چارچوبی را برای انتخاب چهره‌های مشهور ترسیم کرد. شما انتخاب پژمان جمشیدی را در آگهی‌های اخیر شهر فرش چطور ارزیابی می‌کنید؟

منافع و مضرات استفاده از سلبریتی‌ها در تبلیغات برندها

 

 

رادیو، رسانه‌ی زمینه

رادیو، رسانه‌ی زمینه

رادیو

مک لوهان معتقد بود رادیو در امتداد سیستم عصبی انسان است و توان شنیدن را ارتقا می‌‏دهد. این جعبه قادر است اثری وافر در ناخودآگاه انسان داشته و به طور اعجاب‏‌انگیزی گوشه و کنارهای فراموش شده و از یاد رفته‌ی روان انسان را تحریک کند. یکی از قابلیت‏‌های رادیو این است که به طور خاصی با اولین وسیله تماس انسانی یعنی زبان محاوره ملی رابطه مستقیم دارد و ترکیب این دو فناوری یعنی زبان مادری و رادیو از تمامی فناوری‏‌های انسانی قدرتمندتر و متنفذتر است و می‌‏تواند شکل‏‌های تازه‏‌تر و خارق‏‌العاده‌‏تری از تجربیات انسانی را بروز دهد. در عین حال، رادیو با شنونده رابطه خصوصی و فردی برقرار می‏‌کند و برای تصویرسازی از تخیل مخاطب استفاده می‏‌کند. به همین دلیل تصویر شکل گرفته در ناخودآگاه مخاطب نقش می‏‌بندد و حک می‌‏شود، بنابراین از این منظر تاثیرگذاری تبلیغات رادیویی با هیچ رسانه دیگری قابل مقایسه نیست.
رادیو تنها وسیله ارتباط جمعی است که فقط یکی از حواس انسان یعنی شنوایی را درگیر می‌‏کند و استفاده از آن مانع فعالیت‏‌های دیگر انسانی نمی‏‌شود و به همین دلیل بیشتر از سایر وسایل ارتباط جمعی می‏‌تواند استفاده شود. در حین رانندگی که امکان استفاده از هیچ وسیله دیگری میسر نیست و حتی استفاده از تلفن همراه تخلف محسوب می‏‌شود، گوش دادن به رادیو مشکلی بوجود نمی‌‏آورد و این امتیاز منحصر به فرد رادیو است. در عین حال در هنگام مطالعه، و انجام فعالیت‏‌های مختلف نیز، رادیو می‏‌تواند مورد استفاده قرار گیرد و مزاحمتی ایجاد نکند.

قطعه‌ی آغازین یک برنامه رادیویی را بشنوید:

آگهی رادیویی فایلِ صدای آگهی تلویزیونی نیست

تبلیغ رادیویی به هیچ وجه فایل صوتی تبلیغ تلویزیونی شما نیست

آگهی رادیویی فایلِ صدای آگهی تلویزیونی نیست

تبلیغات رادیویی

رادیو رسانه‏‌ای در دسترس، ارزان (از نظر تولید محتوا) و رسانه تخیل برانگیز است. در تبلیغات هر سه این عوامل تاثیرگذار هستند به عنوان مثال با مبلغ چند ثانیه آگهی بازرگانی تلویزیونی می‌‏توان ساعت‏‌ها و روزها برنامه‏‌های مختلف رادیویی با ساختارهای زیبا و مختلف ساخت و در رادیو پخش کرد. اگر رسانه رقیب تلویزیون، ماهواره و شبکه‌‏های اجتماعی تلفن همراه است رادیو به دلیل رسانه همراه بودن رقیبی ندارد، در آشپزخانه یک خانم خانه‌‏دار یا در اتومبیل شما به هنگام رانندگی، چه رسانه‌‏ای با رادیو رقابت می‏‌کند؟ چند بار می‏‌خواهید سی‏‌دی یا فلش تکراری خود را بشنوید؟ خیلی زود همه آنها را حفظ می‏‌کنید و به جعبه جادویی دوست داشتنی پناه خواهید برد تا متناسب با زمان و مکان و موقعیت موسیقی‏‌های زیبا برای شما پخش کند و خبرها را به اطلاع شما برساند. بنابراین این رسانه بی‌‏آزارِ صادق و همراه قابلیت تبدیل شدن به تبلیغات تاثیرگذار را دارد، اما چرا؟ رادیو مخاطب را با خود همراه می‏‌خواهد، شنونده رادیو باید خودش تصویرسازی کند و همین موضوع در اثرگذاری بر مخاطب اهمیت دارد. مخاطب شخصیت‏‌ها و داستان را همان‌گونه که می‏‌خواهد تصور می‏‌کند. سیب در رادیو برای یکی سیبی کوچک و سرخ و سفید است برای دیگری سیبی سبز و آن یکی سیب بزرگ آذربایجان است. من سیب مورد علاقه خودم را در هنگام شنیدن واژه سیب در تخیلم می‌‏بینم، به همین دلیل واژگان و توصیف هنرمندانه برای تخیل بهتر در رادیو اهمیت دارد. بنابراین اولین قدم این است که برای نوشتن متن تبلیغ رادیویی خود هنرمندی بیابید که بتواند محصول یا خدمت شما را خوب توصیف کند و سپس تهیه‏‌کننده هنرمندی بیابید که قوانین این رسانه قدیمی را بداند و خوب و زیبا طراحی کند و بسازد.
تبلیغ رادیویی به هیچ وجه فایل صوتی تبلیغ تلویزیونی شما نیست.

درباره رادیو و تبلیغات رادیویی

معصومه اسمعیل‌نژاد

درباره رادیو و تبلیغات رادیویی

در رادیو مرسوم است که تهیه‏‌کننده باید بعضی چیزها را بداند چون وقتی با رادیو آشنا شوی سفری شهودی آغاز می‏‌شود که انسان را با دنیاهای عجیبی آشنا می‏‌کند. من وقتی وارد رادیو شدم فارغ‏‌التحصیل رشته زبان و ادبیات فرانسه از دانشگاه تهران بودم به محض اینکه اولین برنامه زنده رادیویی را در رادیو تهران ساختم با خودم گفتم خدایا شکر، این همان شغلی است که من ندانسته می‏‌خواستمش! در دانشکده تولید دانشگاه صداوسیما اولین ورودی گروه رادیو بودم و اولین فارغ‌‏التحصیلش… اگر هنوز در رشته‏‌ای تحصیل نکرده‏‌اید که یک روز بعد بتوانید آموخته‏‌هایتان را سرکار بیازمائید با عذرخواهی باید بگویم حتما امتحان کنید کاری را که دوست دارید انتخاب کنید بعد برای شناختن بیشتر همان کار مورد علاقه‏‌تان درس بخوانید سعی کنید ابعاد بیشتری از موضوع را درک کنید من به همین دلیل دوباره در مقطع کارشناسی‌ارشد ارتباطات خواندم و در نهایت تحصیل در مقطع دکتری مدیریت رسانه که پنجره‏‌های بیشتری از دنیای پر ماجرای رسانه در مقابلم گشود.


آی رادیو، رادیو!
من به تو مدیونم
می‌‏دانید انسان‏‌ها در انتخاب کلمات بسیار دقیق‏‌اند مثلا پای رادیو می‏‌نشینند یا مونس بعضی‌‏ها موسیقی رادیو است، همراه عده‌‏ای به هنگام رفتن به سرکار جعبه جادویی‏‌ای است که موسیقی و خبر پخش می‌‏کند مهم‌ترین رسانه بحران است و مهم‌تر از همه که مرا شیفته خود کرده است بی‏‌آ‌زاری این رسانه مفید است با کمترین توجهی مخاطب را پایبند خود می‌‏کند و ارمغانش شعف درک و تخیل نامتناهی است من می‏‌خواهم از قواعد و قوانین این دنیای عجیب بنویسم از رادیو و تبلیغات رادیویی…

درباره ویلیام (بیل) برن‌باخ

ویلیام برن‌باخ (۱۹۸۲-۱۹۱۱)

برن‌باخ بدون شک یکی از نوادر و نوابغ تاریخ تبلیغات است و آنچه را که پژوهشگران تاریخ تبلیغات، «انقلاب خلاقیت در تبلیغات» نامیده‌اند به نوعی محصول تأثیر اندیشه‌ها و کارهای تبلیغاتی بدیع اوست.

درباره ویلیام (بیل) برن‌باخ

برن‌باخ تبلیغات را «هنر اقناع» می‌نامید و در کنار اصول و قواعد علمی این رشته، خلاقیت را شرط اصلی تاثیرگذاری آن قواعد می‌دانست.
او پس از سال‌ها کسب تجربه در صنعت تبلیغات، آژانس تبلیغاتی DDB را در سن ۳۸ سالگی تأسیس کرد که هم‌اکنون هم جزو معتبرترین آژانس‌های تبلیغاتی جهان محسوب می‌شود. در سال‌های اخیر
نکته‌ی جالب توجه درباره‌ی DDB، حضور یک جوان ایرانی به نام «امیر کسایی» در رده‌های ارشد مدیریت این آژانس است و روایت او از یک چشم‌انداز نزدیک‌تر، می‌تواند شناخت دقیق‌تری از دیدگاه برن‌باخ را به علاقمندان فارسی‌زبانِ تبلیغات ارائه کند.

آثار برن‌باخ

درباره آثار مکتوب او، کتابی پیدا نشد که به طور مشخص نوشته‌ی خود برن‌باخ بوده باشد اما در اغلب کتاب‌های کلاسیک تبلیغات، نمونه آثار برن‌باخ مورد توجه قرار می‌گیرد و نکات آموزشی فراوانی از آنها استخراج می‌شود. همچنین، کتاب مصاحبه با بزرگان تبلیغات که با ترجمه‌ی علی عبداللهی توسط نشر سیته چاپ شده است، حاوی گفتگویی جذاب و خواندنی با برن‌باخ است. کتاب‌های دیگری را هم می‌توان ذکر کرد که به طور خاص، به برن‌باخ و نقش او در تاریخ رشته‌ی تبلیغات پرداخته‌اند که نمونه‌هایی از آنها در ادامه معرفی شده است، (به این امید که با معرفی کتاب‌ها، کسی برای ترجمه‌ی آنها به زبان فارسی پیش‌قدم شود).
درباره ویلیام (بیل) برن‌باخ  این کتاب با عنوان “Bill Bernbach’s Book A History of Advertising That Changed the History of Advertising” توسط «ِاو‌ه‌لین» همسر برن‌باخ و باب لونسون همکار او در آژانس DDB نوشته شده است.

درباره ویلیام (بیل) برن‌باخ   کتاب دوم، نیز توسط دوریس ویلنز مدیر سابق  روابط عمومی آژانس DDB نوشته شده و به دیدگاه‌ها و طرزفکر برن‌باخ در کار تبلیغات می‌پردازد. نویسنده‌ی این کتاب برخی پروژه‌های تبلیغاتی و اتفاقات درون آژانس را در خلال سال‌های همکاری‌اش با برن‌باخ شرح می‌دهد.